اندر وطن کسی که ندارد وطن منم

آن کس که هیچ کس نشود مثل من منم

اندر لحد کسی که بدرد کفن به تن

از بهر آن وطن که نشد آن من، منم

آن مرد با تعصب و غیرت که زندگی

کرده است در فشار ز درد وطن منم

عارف قزوینی

 

 

محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت‌الله آشتیانی و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) از شاهزادگان قاجار بود. محمد تحصیلات ابتدایی را در شهرهای تهران و تبریز گذراند و در سال ۱۲۸۷ خورشیدی برای تحصیلات عالی رهسپار فرانسه و سوئیس شد. او پیش از آن مستوفی گری خراسان را در کارنامه خویش داشت. پس از اخذ درجه دکترای حقوق از دانشگاه نوشاتل سوئیس، از راه بندر بوشهر به ایران بازگشت و به والیگری  فارس منصوب گشت. در کودتای ۱۲۹۹ او دولت را به رسمیت نشناخت و استعفا داد. قوام السلطنه دکتر مصدق را به عنوان وزارت ماليه ( دارائي ) انتخاب و با سقوط دولت او مصدق به عنوان والی راهی آذربایجان شد. سپس به عنوان نماینده مجلس در دوره های پنجم و ششم از تهران رهسپار مجلس ملی شد. بعد از این زمان مصدق طعم زندان و تبعید را چشید و از صحنه سیاسی کنار رفت. ولی بعد از روی کار آمدن محمد رضا شاه پهلوی او دگر بار وکالت مردم تهران در دوره های پانزدهم و شانزدهم مجلس را بر عهده گرفت. مهمترین دغدغه دکتر مصدق امتیازات نفت ایران بود. مصدق با شجاعت و درایت از حق ملت ایرن دفاع کرد و در نهایت در ۲۹ اسفند سال ۱۳۲۹ملی شدن صنعت نفت ایران را اعلام کرد. در اردیبهشت سال ۱۳۳۰ برای به ثمر رساندن این قانون و نظارت هرچه بهتر بر انجام امور، مقام نخست وزیری ایران را قبول نمود. پس از شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح این شکایت در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و با توضیحاتی که در مورد قرارداد نفت و شیوه انعقاد و تمدید آن داد، مصدق موفق به احقاق حق ملت ایران شد. با کشمکش بین شاه و مصدق در ۲۵ تير ۱۳۳۱ مصدق استعفا می دهد ولی با فشار مردم در ۳۰ تير ۱۳۳۱ مجدد به نخست وزیری می رسد. پس ار وقایع سال ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ که نقش کشورهای خارجی در آن روشن است مصدق برکنار و به منزل خویش در احمدآباد تبعید گشت و در۱۴ اسفند سال ۱۳۴۶در احمد آباد فوت و در منزل شخصی خویش به خاک شپرده شد.