سَنگسَر
یکی از شهرهای ایران در استان سمنان است. مهدیشهر مرکز شهرستان مهدیشهر است. این شهر در جنوب رشته کوه البرز و شمال و شمال غربی شهر سمنان به فاصله کمی(حدود ۲۰ کیلومتر) از آن شهر قرار دارد. موقعیت جغرافیایی این شهر در ۵۳ درجه و ۲۱ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۵ درجه و ۴۳ دقیقه عرض جغرافیایی میباشد[۱] و ارتفاع مرکز آن از سطح دریا ۱٬۶۳۰ متر است.[۲]
مردمشناسی
سنگسریها از اولین دستههای آریایی هستند که به ایران آمدهاند و هنوز گویش باستانی ویژه خود را حفظ نموده و به سنن باستانی پایبند هستند.[۷]
دین اکثر مردم سنگسر اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی میباشد. همچنین اقلیتی از مردم بهائی هستند که البته در طول سالیان بیشتر آنها به دیگر مناطق مهاجرت کردهاند.[۸]
در گذشته سنگسریها زندگی عشایری داشتند که دامنه کوچ آنها از استانهای تهران و مازندران تا گلستان و خراسان را شامل بود ولی اکنون بیشتر مردم شهرنشین گشتهاند.[۹]
عشایر سنگسری در استفاده از شیر گوسفند مهارت خاصی دارند و انواع لبنیات مرغوب و منحصر به فرد خود را از آن تهیه میکنند كه تعداد اين لبنيات به بيش از ۳۰ نوع میرسد كه مهمترين آنها: ماست، دوغ، آرشه، پنیر، لور، چيكو، کشک، وارعون و ... میباشد. همچنین گوسفندان سنگسری از حیث پرواری بینظیراند و محصول گوشت آنها تقریباً ٪۶۰ وزن گوسفند پیش از ذبح شدن است.[۱۰]
سابقه تاریخی این شهر به پیش از اسلام و حتی به زمان سلسلههای پیشدادی میرسد. در شاهنامهفردوسی اشاره شدهاست[۱۱]، از جمله رای زدن تورانیان از جنگ ایران: فردوسی از سنگسر که همان سکسر یا سکسار باشند سخن رفتهاست. در روایات ملی و حماسههای ایران نیز از سکسر و سکساران یاد شده. همچنین به سگساران در چندین جا از شاهنامه
| ز بز گوش و سگسار و مازندران | کس آریم با گرزهای گران |
در فرهنگ شاهنامه، ذیل کلمه سگسار آمده است: «از مرز و بومهایی که داهیان در آن جای گرفتند». و راجع به داهیان در ذیل کلمه سکزی میخوانیم: «... داه گروهی بودند از آرین که در دشت خوارزم جای گرفتند و پس از آن در کنار جنوبی دریای خزر جایگیر شدند. از ... آنان مردم بستوه آمدند. پادشاه ایران گروه داه را پراکنده ساخت. یکدسته از آنان را به زابلستان کوچانید و آنان را سکزی خواندند ... و دشت خوارزم داهستان نامیده شد که مخفف آن دهستان است و اکنون به دهستان معروف است و یکدسته از گروه داه را در زمینی جای دادند در طبرستان ...». به این ترتیب میتوان گفت سنگسر که در نواحی جنوبی دریای خزر قرار دارد جزئی از سگسار باستانی است و سنگسریها از بازماندگان داهیان و با مردم سیستان(سجستان) و خوارزمیان قدیم از یک نژاد میباشند.
مردم این دیار از دیر باز در پاسداری از سرزمین ایران پیش قدم بوده که به عنوان نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- در جنگ شاه طهماسب اول با سلطان سلیمان قانونی (شاه عثمانی) تعداد کمی از سربازان سنگسری (حدود ۲۰۰ نفر) جلو ارتش عظیم عثمانی را سد کردند و همگی کشته شدند تا سپاه ایران بتواند فرصت عقب نشینی و تجدید قوا را پیدا نموده و از نابودی کامل نجات یابد.[۱۲]
- در نبرد مهماندوست اشرف افغان با نادرشاه، جزء سربازان نادرشاه بودند و رشادت زیادی از خود نشان دادند.[۱۳]
- اسماعیلخان٬ ذوالفقارخان٬ مطلبخان٬ محمدعلیخان و عیسیخان مردانی بسیار متهور و جنگجو بوده که در بیشتر جنگهای مهم دوره فتحعلی شاه حضور داشته و پیروزیهای نمایانی بدست آوردند. در رویداد جدایی افغانستان سردار ذوالفقارخان سنگسری فرماندهی سپاه ایران را بعهده داشت و دوبار افغانها را شکست داد.[۱۴]
- در جنگ ایران و عراق مردم این منطقه بیشترین شهید را در سطح استان دادند.[۱۵]
از سال ۱۳۰۷ مهدیشهر دارای شهرداری مردمی بوده و در سال ۱۳۱۴ بهعنوان چهارمین شهر استان سمنانشهریور ۱۳۲۰ دارای فرمانداری نظامی بود که دودانگه و چهاردانگه و نقاط دیگری از شهرستان ساری سابق جزء آن بوده است. یادآوری میشود که در فرهنگ جغرافیایی ایران که در سال ۱۳۲۹ چاپ شده است، این ناحیه با حدود و مشخصات کنونی به عنوان بخش سنگسر آمده است.[۱۶] این بخش در ۱۳۸۷ به شهرستان مهدیشهر ارتقاء یافت.[۱۷] توسط وزارت کشور به رسمیت شناخته شد. ناحیه سنگسر تا قبل از
زبان سنگسری(ISO/DIS ۶۳۹-۳) عضوی از دسته سمنانی در شاخهٔ شمال غربی زبانهای ایرانی است که خود شاخهای از زبانهای هندوایرانی و آن نیز به نوبه خود شاخهای از زبانهای هندواروپایی است[۱۸] و با زبان سمنانی ٬ سرخهای ، شهمیرزادی و لاسگردی که از آبادیهای مهم شهرستان سمنان محسوب میشود نزدیکی و شباهت خاصی دارد.[۱۹]
اهالی این منطقه زبان فارسی را نیز بخوبی صحبت میکنند ولی در بین خود ترجیح میدهند که با لهجهٔ خویش حرف بزنند که در این صورت دیگران از آن چیزی سر در نمیآورند.[۲۰
صنایع دستی سنگسریها شامل قالی بافی، نمد مالی، گلیم و جاجیم بافی و همچنین بافتن پارچههای کمابیش ظریف مانند چادر، برک، شال، مقنعه و … میباشد. اندازه قالیها معمولاً بزرگ نیست و کمتر به بافتن قالیهای بزرگ دست میزدنند. بافت نوعی قالی در آن جلب توجه میکند که همان قالی خود رنگ که در برخی نقاط دیگر ایران هم بافته میشود. در این نوع قالی از رنگ طبیعی پشم (سفید، سیاه، خاکستری، قهوهای، میشی و …) استفاده میکنند.[۲۱] همچنین زنان سنگسری دارای لباسهای ویژهای هستند مانند «ساخته مکنه» که روسری ابریشمین خوش رنگ و نگاری است که قرنها آن را بافته، زینت داده و به ترتیب خاصی میبندند.[۲۲]
پیرامون ریشه نام سنگسر دو نظریه وجود دارد:[۲۳]
- چون در اطراف این محل کوههای سنگی و سخت وجود داشته، آن را سنگسار نامیدهاند که به تخفیف سنگسر شدهاست.
- در آغاز اسلام این نام را سنگسر بر زبان میراندهاند و چه سنگسر و این آبادی نشیمنگاه سکاها بودهاست بنابراین سنگسر تحریف شده سگسر میباشد.
به احتمال زیاد نظریه اول درستتر است، زیرا در گذشته معمولاً نامگذاری شهرها و روستاها بر اساس شرایط اقلیمی بودهاست و سنگسر نیز منطقهای کاملاً کوهستانی و زمین آن نسبتاً سخت بودهاست و انواع سنگها به وفور در آن دیده میشود. آنست که در ترکیبهای وصفی و اضافی، همواره صفت پیش از موصوف و مضافالیه پیش از مضاف میآید. بهعنوان مثال، به سنگ سیاه میگویند:
سُ سنگ (سیاه سنگ) و یا به جای آن که بگویند: «روی سنگ» میگویند: «سنگی سر» بنابراین میتوان نتیجه گرفت که در گذشتههای دور، سنگسریها برای توصیف محل سکونت خود به آن «سنگیسر» و به مرور زمان سنگسر گفتهاند.
سال سنگسری دارای دوازده ماه سی روزه است و پنج روز زائد سال که پیتک خوانده میشود و در پایان آخرین ماه سال کهنه و پیش از آغاز اولین ماه سال نو قرار میگیرد. ماههای سنگسری در وضع کنونی به شرح زیر است:
| بهار | آونه مُ | پیتک | مَس مُ | دِ مُ |
| تابستان | گوجو | نوسال | سيا مُ | |
| پاییز | کورچ | اوریا | تیر مُ | |
| زمستان | مردال مُ | شروره مُ | میرونه مُ |