تبليغاتX
امپراطوری ایران باستان

امپراطوری ایران باستان

 اسلامی !!

 آنچه در عربستان و میان اعراب آفتاب سوخته ی چهارده قرن پیش به عنوان یک انقلاب عظیم فکری و فرهنگی  لقب یاقته بود ، با آنکه در ظاهر با روند توحش و جهل متبلور آن روز گار  به مبارزه بر می خاست ، اما در عمل ، دنباله رو و تالی همان بینش و طرز تفکر به حساب می آمد و در قالبی تازه  به  حیات خود ادامه می داد. در مورد جنس دوم اما ، از پدیده ای که در تاریخ  به  " زنده به گور کردن دختران " مشهور است تا "قوانین متعالی اسلامی " که در آن زنان اصولا کشتزاری برای مردان تعریف می شدند (1)  فاصله ای بسیار کوتاه است. و البته پرسشی بسیار تلخ که آیا جریانی که خود را مترقیانه  و عدالت خواهانه  می خواند و در شعار های سیاسی خویش از برابری و برادری سخن می گفت ، براستی شخصیت و شرافت از دست رفته ی زنان را به آنان باز می گرداند ؟ و آیا  همان زنده به گور شدن  بهتر و شرافتمندانه تر از  زیستن با این حجم عظیم  تبعیض و ظلم و ستم  نبود؟  به هر روی ، در فرهنگ اسلامی با اینکه دختران و اصولا جنس مونث  از زنده به گور شدن نجات یافته اند اما عملا در  هیات شهروندان درجه دو به تنفس خویش ادامه می دهند و همچنان از اساسی ترین و پایه ای ترین حقوق انسانی خویش محرومند.

پس از گذشت هزار و چهار صد سال از ظهور اسلام ، در قرن بیست و یکم و همگام با ورود انسان به کرات دیگر ، شاهد ظهور مجدد توحش  در سرزمین هفت هزار ساله ی ایران هستیم  که در کنار تمام  نا برابری ها و بی عدالتی های اجتماعی و جنسیتی در حقوق شهروندی و خصوصا حقوق زنان ، سایه ی شوم این تفکر قرون وسطایی ، در ابعادی تازه تر  به  گزینش دانشگاه ها نیز کشیده شد تا اندیشه ی ننگین بیابانگردان، اینبار در شهرهای ایران  آنهم بعد از گذشت چهارده قرن ، به اوج تکامل خویش برسد و حرکت دایره وار جهل و خفقان و تباهی در این مرزو بوم اهورایی، همچنان به حیات خویش ادامه دهد.

در دولت نهم و در سالی که رهبر معظم انقلاب از آن به نام سال شکوفایی و نبوغ نام برده است ، دولتمردان خادم  همزبان و همدل با رهبر خویش ، در کنار تمام سهمیه ها، دست به خلق سهمیه ای جدید نیز زده اند تا تحصیل و علم اندوزی هم  در توحشی مرکب ، "زنانه- مردانه " شود و مبنای پذیرش دانشجو ، نه سواد و دانش و شایسته گی ، که جنسیت و فرم فیزیولوزیک بدن آنان باشد.

هرچند تفکیک قوای جسمانی بین مردان و زنان در انجام بخشی از امور اجرایی غیر قابل انکار است ، اما در این اختراع تازه ، پیش از آنکه به این وجه از توانایی ها توجه شود ، اقدام به تخریب نیمه ای از شایسته گی ها و توانایی های ذاتی و انسانی  در آزمونی مشترک و عمومی  شده است که عملا با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی وحقوقی  ، بخشی از نیروی شایسته ی مملکت به جرم مونث بودن ،  از صحنه ی حیات اجتماعی کشور  محروم می گردند. و در عین توانایی مجبورند  در  جهاد خوب همسر داری  (۲) شرکت کنند. بی آنکه به اساسی ترین پرسش مطروحه ، پاسخی مناسب داده شود که چه چیز موجب شده است  اجرا کننده گان  از این  " حق مسلم انسانی "  اینگونه  به وحشت و اضطراب بیفتند و بر استعداد و دانش ، جامه ی جنسیت بپوشانند؟ و این آیا،  به آن دلیل است که اصولا  اسلام  دینی مردانه است و در تمام آیات الهی ، روی سخن الله با مردان است؟ و یا به آن خاطر که ظهور  زن  در اجتماع موجب تباهی و گناه امت مسلمین می شود؟ و یا شاید  به آن دلیل که زنان  از جانب شرع  نصف مردان  نرخ گذاری شده اند؟

انگار اینبار هم باید پاسخ به این پرسش ها را به نسل  بعدی   سپرد. به آینده سازان و فرزندان فردا ی این سرزمین.

 

پی نوشت:

(1)-سوره ی بقره آیه 223- زنان کشتزار شمایند.از هر جا که مایلید به کشتزار خود در آیید

(۲)-امام سجاد (ع)- بزرگترین جهاد زن ، خوب همسر داری است

هنگام 15:54 نويسنده فرشاد زرافشان |