|
برخي آيين های جشن چهارشنبه سوري
خواجه پیروز (آتش افروز)
چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است. از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود. آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام "چهار شنبه سوری" بر خود گرفته است.
بنا بر باور ایرانیان ، هنگام جشن سوري می بایست از خانه بيرون رفت و همپای دیگر مردمان جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سا ل جديد همراه با شادی و پیروزی باشد. فرهنگ ایرانی همواره ستایشگر و پاسدار شادی بوده است. بسياري از مراسم كنوني كه در پايان سال يا چهارشنبه سوري باقي مانده است كنايه از اهداي نذور و فديه ارواح و فروهرها ميباشد ودر اين شب سال، به زيارت اهل قبور رفتن و نذري جهت اموات دادن و مراسم آتش افروختن بر بامها؛هنوز ميان زرتشتیان و بسياري از مردم روستاها جهت راهنمايي فروهرها مرسوم می باشد؛ اهداي آجيلِ مشكلگشا كه همان لُرْك lork يا آجيل هفت مغز زرتشتان است ،و مراسم فال كوزه و كجاوه بازي و شال اندازي و ... ميان مردم آذربايجان و ...، جاي پاي مشخصي در رسوم ايرانيان قديم دارد.
لُرْك يا آجيل مشكل گشا:
يكي از مراسم قابل توجه در شب چهارشنبه سوري ، فراهم آوردن آجيل مشكل گشاست. زرتشتيان به اين آجيل هفت مغزينه لرك ميگويند.
آتشافروزي غروب آخرین سه شنبه ی سال زمان ویژه ای براي آتشافروزي و پريدن از روي آتش است. در این شب ایرانیان در گوشه و کنار کوی و برزن ، آتش های بزرگ می افروزند ( هفت بوته ی آتش به نشانهي هفت فرشته و امشاسپند ) و دور آن به رقص و پایکوبی می پردازند .
فال گوش فال كوزه و فالگوشي ايستادن نيز امروزه جاي پاي مشخصي در گذشتهها دارد بيگمان در روزگاران گذشته نه فقط دوشيزگان بلكه كليه جوانان به زير بامها در جاهاي خلوت ميايستاند به اميد اينكه در چنين ايامي كه فروهرها به زمين نزول كرده و ميان خان و مان خود وارد شدهاند آنان را به نجوا از آيندهشان آگاه سازند. چون بر آن بودند كه ارواح از آينده اطلاع دارند و امروزه اين رسم و سنت به شكل فالگوش ايستادن دوشيزگان باقي مانده است.
قاشق زنی رسم ديگر قاشقزني است. بدین گونه كه زنان و پسران جوان چادر بر سر مي كنند، روي خود را ميگيرند و به خانه ی همسايگان و آشنایان مي روند. صاحبخانه از آوای قاشقهايي كه به كاسه ميخورد، در خانه را باز مي كند و آجيل چهارشنبهسوري، شيريني، شكلات، نقل و گاه پول در كاسه ی آنها مي ريزد.
شال اندازی
در بسیاری روستاها به ویژه آذربایجان و مرکز ایران ، پسران جوان از روی بام خانه ی نامزد خود شال به پایین می اندازند و دختران در گوشه ی شال ، شیرینی و آجیل و... می گذارند. این رسم را شال اندازی گویند. در روستاهاي لرستان ، مردان جوان قبل از غروب اسبهايشان را بيرون ميآورند و نمايشي اجرا مي كنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به کارهایی شگفت انگیز مي زنند. كوزههاي گلي را با باروت پر کرده ، فتیله ای در آن قرار داده و روي آن را ميكوبند تا سفت شود ؛ سپس با افروختن فتيله اینگونه به نظر مي رسد كه از كوزه آتش بيرون مي جهد . گيلانيها خاكستر آتشافروزی جشن سوری را بامداد چهارشنبه ، پاي درختها ميريزند و باور دارند كه درخت ها بارور ميشوند. پختن آش ، خوردن آجيل چهارشنبه سوری ، کوزه شکستن و گره گشا و دفع چشم زخم و بخت گشايی و شب نشينی ، همه از مراسم اين شب فرخنده است.
اهداي آجيل و شيريني در شب جشن سوري : در آذربايجان رسم كجاوهاندازي و در روستاهاي نزديك تهران رسم شالاندازي از شبهاي نزديك عيد نوروز و شب چهارشنبه سوري كنايه از نياز و فديه به فروهرهاست و آن چنين است كه در اين شب جوانها جعبههاي كوچكي با كاغذهاي رنگين به شكل كجاوه ميسازند و ريسماني به آن ميبندند و بر بام خانهها ميبرند. و كجاوه را از كنار پنجرهها يا از سوراخ بالاي بام ميآويزند و صاحبخانه شيريني و خشكباري را كه قبلاً به همين منظور تهيه كرده است در كجاوه مياندازد. همچنين رسم قاشقزني در تهران و بسياري از جاهاي ايران كه شكلديگري از كجاوهاندازي است به يادگار مانده است.
مراسم چهارشنبهسوري در گيلان يكي از بزرگترين و مهمترين مراسم كهن است كه همهي مردم با اعتقادي بسيار، آن شب را شب برگشت روان درگذشتگان (فروهرها) ،شب درخواست و حاجت و رسيدن به آرزوها ميدانند. آنان معتقدند كه روانهاي درگذشتگانِ نياكانشان در آن شب به خانههاي خود باز ميگردند و افراد خانه براي خوشنودي آنان و كمك خواستن از آنان براي بسياري از امور زندگاني و برآوردن نيازها، خانه و پيرامون آن را پاكيزه كرده و هفت نوع غذا آماده ميكنند. از جمله مراسم ديگر مردم گيلان برافروختن آتش در بلندترين جاي خانه، خانهتكاني، خريد آينه و اسپندِ هفترنگ و گمَج (ظرف سفالي) جستجوكردن چهارشنبه خاتون در آبها، خرس بازي، برگذاري مراسم عمو نوروز ، تفأل و فال زني، قاشق زني و ... ميباشد. شبهاهت بسيار زياد اين مراسم و سنت در اين شب از آذربايجان تا خراسان و از شمال تا جنوب ايران در هر كوي و برزني نشان از ريشه تاريخي و باستاني و اهورايي و ديني اين جشن در ميان ايرانيان باستان و آريايي دارد.
در كردستان و ميان كردها، با وضوح بيشتري جشن سوري يا جشن آخر سال در همانندي با جشن سوري باستان و ايام فروردگان باقي مانده است. هماننديهاي آن به قول آقاي هاشم رضي شگفت آور و موارد آن چنين است كه مراسم در آخرين شب سال برگزار ميشود، كه جشن آخرين گاهنبار يا همستپتمدْم است كه جشن آفرينش انسان ميباشد و به نوروز مربوط نيست چون دءنای است و پيش از آغاز سال فصلي برگزار ميگردد. مراسم راز و ري و كنايت آميز با تاريك شدن آفتاب و با افروختن آتش شروع ميگردد . اين آتش را هم، در كوي و برزن ميافروزند و به گرد آن شادي و پايكوبي ميكنند. و در مرحلهي دوم به روي بامها ميافروزند كه هنوز در ميان زرتشتيان مرسوم است و در شب آخر سال سفرهي رنگيني ميگستردند با بهترين خوراكها و تشريفات، و لازم بود بوي بهترين خوراك در خانه پراكنده باشد و معتقد بودند و هستند كه روان درگذشتهگان (فَرْوَهَرها ) به خانههاي خود نزول كرده و از ديدن آن همه نعمتو فراواني و پاكيزگيِ بازماندگان شاد ميشوند و از اينكه آنان را فراموش نكرده و مراسم و آئين به جاي ميآورند در حق بازماندگان دعاي خير كرده و آنان را نيرو و بركت ميبخشند.
نوشته های بالا گوشه ای اندک از آن دانشی است که هر ایرانی باید - باید آن را بداند تا بتواند نه تنها هویت و فرهنگ خود را نگهداری کند بلکه با نگرشی ژرف و نه نگرشی نمادین به برپایی درست این جشن باستانی ارزنده بپردازد . آتش در تمامی نگرش های بشری جایگاه ویژه ای داشته و از ابتدای یافته شدنش به وسیله ی انسان جایگاهی والا یافت و این در حالی بود که در ادیان به گفته ی خود آسمانی نیز جایگاه انکار ناپذیری داشته چه در دین زرتشتی که به بهترین شکل با احترام به آتش و خاک و آب و باد ( 4 عنصر حیاتی) به سپاسگزاری از خدا پرداخته و چه در دین اسلام که آتش را یکی از مجازات های آخرت دانسته که نقش پاک کنندگی دارد و همچنین در مسیحیت و یهود نیز به همین شکل...
گاهنبار: تقسیم سال زرتشتی به شش فصل را که یادآور شش مرحله آفرینش می باشد، را گاهنبار می گویند.فصل= گاهنبار
ما ایرانیان از دیر باز آموخته ایم که باید به آفریده های پروردگارمان ارج نهیم . به آتش ، آب ، خاک ، باد ... و انسان ها . با برگزاری جشن های سپاس از پروردگار و ارج نهی به یکدیگر و رعایت حقوق دیگران ما ایرانی خواهیم بود ...
پی نوشت
در نوشتار این متن ، اساس بررسی آیین مهر در ایران باستان است لازم است نکته ای آشکار گردد .
در ایران باستان نه تنها هر روز ماه نامی داشته ، تقسیم بندی ماه به هفته نیز در آیین مهر آمده . بنابراین 2 نکته از این نوشتار آشکار می گردد :
1- نام درست این جشن چهارشنبه سوری می باشد
2- شوربختانه بسیاری از نوشتارهایی که انگاشته می شود تقسیم بندی ماه به هفته را برگرفته از دگر فرهنگ ها می دانند اما به تمامی پژوهش گران و دوستداران فرهنگ سفارش می کنم تا به بررسی آیین مهر در ایران باستان بپردازید تا متوجه شوید که بسیاری از فرهنگ هایی که امروزه در جهان حکمفرماست از ایران بوده.
|
|